الملا فتح الله الكاشاني
281
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
استدراج و بر آنكه عطا ميفرمايد از روى اكرام و در ينابيع آورده كه اطلاق يد و يدين و وجه و سمع و بصر بر خدا از متشابهات قرآنست و متشابه را به ظاهر تفسير نشايد كرد بلكه معنى وى را موافق محكم ادا بايد نمود چنانچه در اينمحل اينسخن دلالت بر غايت جود مىكند چه مناوله در اعطاى بيد و اخذ واقع مىشود اينجا كه عطا را بيدين نسبت ميدهد دليلست بر آنكه عطاى او اكثر من ان تحصى است * ( يُنْفِقُ كَيْفَ يَشاءُ ) * روزى ميدهد چنانچه ميخواهد يعنى بر وفق مشيت و مقتضاى حكمت اين تأكيد قول مذكور است يعنى مختار است در انفاق كه توسيع مىكند يك بار و تضييق مىكند بار ديگر بر حسب مشيت و مقتضاى حكمت و بدانكه جايز نيست كه اين جمله فعليه حال باشد از ها بجهة فصل بينهما بخبر و نه آنكه حال باشد از يدين زيرا كه ضميرى در حال نيست كه راجع باشد به آن و نه از ضمير هما در * ( مَبْسُوطَتانِ ) * بجهة همين دليل پس كلام مستأنف است براى تأكيد * ( وَلَيَزِيدَنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ ) * و هر آينه زياد ميگرداند بسيارى را از يهود * ( ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ ) * آنچه فرو فرستاده شد از نزد پروردگار تو يعنى قرآن * ( طُغْياناً وَكُفْراً ) * نافرمانى و كفر را يعنى ايشان طاغى و كافرند به آنچه ميشنوند از قرآن و زياده ميگردانند طغيان و كفر را از آنچه استماع ميكنند از آن چنانچه مريض مرض خود را زياد ميگرداند از تناول غذايى كه صالحست مر اصحا را مراد آنست كه هر گاه حق تعالى انزال حكمى مينمايد و پيغمبر خود را به آن اخبار مينمايد ايشان جاهد آن ميشوند و بجهة آن طغيان و تمارى بيشتر مينمايند و مجاوزت از حدى ميكنند و بجهة نگرويدن ايشان به آن كفر ايشان زياده ميگردد كما يقول القائل وعظتك فكانت عظمتى و بالا عليك و ما زادتك الا شرا . على معنى انك ازددت عنها شرا و از اين قبيل است قوله تعالى فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ يعنى سورهء قرآن رجس ايشان را زياده ميگرداند به اين وجه كه چون انكار ميكنند و به آن نمىگروند موجب مزية رجس ايشان مىشود بعد از آن ميفرمايد كه * ( وَأَلْقَيْنا بَيْنَهُمُ ) * و افكنديم در ميان طوايف يهود چون قريظه و نضير * ( الْعَداوَةَ وَالْبَغْضاءَ ) * دشمنى و خصومة * ( إِلى يَوْمِ الْقِيامَةِ ) * تا روز رستخيز كه قلوب ايشان موافق و اقوال ايشان مطابق نباشد يعنى بجهة فرط جحود خذلان ايشان كرديم و تخليهء ايشان نموديم بر وجه عقوبت و نظر لطف و عنايت از ايشان باز داشتيم و بجهة آن دشمنى در ميان ايشان پيدا شد تا روز قيامت و يكديگر را بكفر نسبت دادند كه وَقالَتِ الْيَهُودُ لَيْسَتِ النَّصارى عَلى شَيْءٍ وَقالَتِ النَّصارى لَيْسَتِ الْيَهُودُ عَلى شَيْءٍ و تفصيل اين معنى و بيان فرق ميان عداوة و بغضاء